


تصویر آقای دکتر فاضل نظری
بطور حتم یکی از برجسته ترین چهره های ادبی بعد از انقلاب که خصوصا در میان نسل جوان کشور جایگاه رفیعی دارد آقای فاضل نظری هستند .استادفاضل نظری درسال 1358درشهرستان خمین چشم به جهان هستی گشود وتحصیلات ابتدائی ومتوسطه را در زادگاه خود وشهرستان خوانسار به پایان رسانید ودر سال 1376 جهت تحصیل در رشته معارف اسلامی ومدیریت راهی دانشگاه امام صادق (ع )گردیدوپس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته مدیریت صنعتی موفق شد دوره دکتری مدیریت تولید وعملیات در دانشگاه شهید بهشتی را به کارنامه خود اضافه نماید .این مرد خود ساخته درضمن تحصیل از نشر افکار ادبی خود نیز غافل نبوده وبا کمال قدرت توانسته پست های حساسی در حوزه هنری را نیز مدیریت نماید مثلا سه دوره دبیر جشنواره بین المللی فیلم صد بوده وهمچنین بعنوان دبیر علمی جشنواره بین المللی شعر فجرنیزدرخشیده است . همچنین درشورای علمی گروه ادبیات انقلاب اسلامی عضویت دارد وغضو فرهنگستان زبان وادبیات فارسی میباشند تاکنون چندین مجموعه شعری از جانب ایشان انتشار یافته است مجموعه شعر “اقلیت “, مجموعه شعر “گریه های امپراطور “و مجموعه “آن ها “که توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است , و به “سه گانه ” معروف شده مجموعه “صد”مجموعه دیگری از آثار ایشان است . هر یک از این مجموعه ها بدلیل حسن استقبال چندین مرتبه تجدید چاپ شده اند وبعضی نیز به سایر کشورهای فارس زبان وارد شده . اقای فاضل نظری مدرس در در دانشگاه هستند وهمزمان عضو شورای عالی شعر مرکز موسیقی و سرود نیز می باشد ومشاغل فرهنگی دیگری را هم مدیریت مینمایند ودرحال حاضر مدیریت کانون پرورش کودکان ونوجوانان کشور نیز به ایشان سپرده شده است .برای این مرد بزرگ عمر طولانی آرزو دارم وامیدوارم عنایات خداوندی شامل حال ایشان باشد تا همچنان در راه اعتلای ادبیات کشور گامهای موثری بردارند . مطلب را کوتاه ومختصر نموده و فقط اشاره میکنم که افتخارات کسب شده توسط ایشان زیاذ است ودرحوصله این مختصر نمی گنجد .
اشعار فاضل نظری
از باغ میبرند چراغانیات کنند
تا کاجِ جشنهای زمستانیات کنند
پوشاندهاند صبح تو را ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانیات کنند
یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار میبرند که زندانیات کنند
ای گل گمان مبر به شب جشن میروی
شاید به خاک مردهای ارزانیات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطهای بترس که شیطانیات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانهایست که قربانیات کنند

پلنگ سنگی دروازه های بسته شهرم
مگو آزاد خواهی شد که من زندانی دهرم
تفاوت های ما بیش از شباهت هاست باور کن
تو تلخی شراب کهنه ای من تلخی زهرم
مرا ای ماهی عاشق رها کن فکر کن من هم
یکی از سنگ های کوچک افتاده در نهرم
کسی را که برنجاند تو را هرگز نمی بخشم
و با من آشتی کردی ولی من با خودم قهرم
تو آهوی رهای دشت های سبزی اما من
پلنگ سنگی دروازه های بسته شهرم

راز ایـــن داغ نـــه در سجـــده ی طولانـی ماست
بوسه ی اوست که چون مهر به پیشانی ماست
شـادمـــانیم کـــــه در سنگــــدلی چـــون دیــــوار
بـــاز هــــم پنجـــره ای در دل سیمانی ماست…

پر شـــد آیینه از گـــل چینی آه از ایــن جلوه های تزیینی
سکــه ی زندگــی دو رو دارد گاه غمگین و گـاه غمگینــی
شاخه های همیشه بالایی ریشه های همیشه پایینی
عاقبت مـــیهمان یک نفریم مــرگ با طعم تلخ شیرینی

گـــــرچه می گویند این دنیا به غیر از خواب نیست
ای اجل! مهمان نوازی کــن کـــــه دیگر تاب نیست
بیــن مـــاهی های اقیانـــوس و ماهـــی های تنگ
هیچ فرقی نیست وقتی چاره ای جز آب نیست!…

وضـــع مـــا در گـــردش دنـیا چـــه فرقی می کند
زنـــدگی یا مــرگ، بعــد از ما چه فرقـی می کند
مـــاهـــــیـان روی خـــــاک و مــاهــــیـان روی آب
وقت مـــردن، ســـاحل و دریا چـه فرقی می کند
سهـم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست
جـای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می کند؟…

.همراه بســـــیار است، اما همدمی نیست
مثل تمام غصـــه ها، این هم غمی نیست
دلــبســــته انـــدوه دامـــنگیر خــــود بـــاش
از عــالـــم غـــم دلرباتر عالمـــــی نیـــست
کــــار بــزرگ خــویــش را کـــــوچــک مـپندار
از دوست دشمن ساختن کار کمی نیست
چشــمی حقیقت بین کنار کعـبه می گفت
«انسان» فراوان است، اما «آدمی» نیست
عمری بسیار طولانی توام باسلامتی وعزت برای استاد فاضل نظری آرزو دارم ایشان یکی از ذخایر غنی وپربار ادبیات کشور هستند .

گرد آوری وتالیف : محمد نفیسی
متولد 1325/3/28در شهر همدان . بازنشسته – دانشگاه ایران – همین
“من هیچم کمی هم کمتر، هرچه هست همه اوست .”































عکس از محمد نفیسی 1398/3/16نمای آرامگاه عارف بزرگ شیخ فریدالین عطار نیشابوری










