

رودکی
ابو عبدالله جعفربن محمد بن حکیم بن عبدالرحمان بن آدم متخلص به رودکی ، نا بینا بود اما نیکو شعر می سرود،نیکو میخواند ونیکو چنگ مینواخت زاده بنج رود رودک بود وبه این لحاظ به رودکی شهرت یافت درسال 244هجری قمری (برابربا 237هجری شمسی ومطابق با 858میلادی)متولد ودرسال 329هجری قمری درگدشت و نخستین شاعر مشهور ایرانی است که درقرن جهارم به زبان فارسی دری شعر سروده وبهمین جهت حق ویژه ای برگردن ایرانیان دارد چون بنحو شایسته ای به مقابله اعراب رفته که برای گسترش زبان عرب دربین اقوام زیر نفوذ خود میکوشیدند . وی در دربار سامانیان از احترام ویژه ای برخودار بوده است .میگویند که امیر نصر سامانی بحالت قهر از بخارا خارج شد ومدت مدیدی حاضر نشد به بخارا بر گردد ، از رودکی خواستند که امیر را راضی کند ،او چنگ بر گرفت وبه اهنگی خوش این ابیات را خواند و امیر چنان تحت تاثیر واقع شد که در همان لحظه دستور داد خیمه وخرگاه را جمع و به بخارا بر گردند .
بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی های او زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست خنگ مارا تا میان آید همی
ای بخارا شاد باش و دیرزی میرزی تو شادمان آید همی
میر سرو است وبخارا بوستان سرو سوی بوستان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان ماه سوی آسمان آید همی
یکی دیگر از اشعار این شاعر بزرگ که جنبه تربیتی داردبنام زمانه
زمانه پندی آزاد وار داد مرا زمانه را چو نکو بنگری همه پنداست
به روز نیک کسان گفت تاتو غم نخوری بسا کسا که بروز توآرزومند ست
زمانه گفت مرا خشم خویش دار نگاه کرا زبان نه ببندست پای دربنداست
یا این شعر
چون تیغ بدست آری مردم نتوان کشت نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت
این تیغ نه از بهر ستمکاران کردند انگور نه از بهر نبیذ است به چرخشت
عیسی برهی دید یکی کشته فتاده حیران شد وبگرفت به دندان سر انگشت
گفتا که :کرا کشتی تا کشته شدی زار تا باز که اورا بکشد آنکه توراکشت
انگشت مکن رنجه به درکوفتن کس تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

آرامگاه حکیم رودکی در بنج رود تاجیکستان

گرد آوری وتالیف : محمد نفیسی
متولد 1325/3/28در شهر همدان . بازنشسته – دانشگاه ایران – همین
“من هیچم کمی هم کمتر، هرچه هست همه اوست .”
