

میرزا صادق تفرشی
سالها پش وقتی جوان بودم کتابی بدستم رسید با نام از پاریز تا پاریس نوشته استاد فرزانه جناب آقای دکتر باستانی پاریزی که درآن فصلی درمورد زیارت عتبات عالیات داشت و شعر زیر را درآنجا آورده بود که بسیار دلنشین است فورا آنرا بخاطر سپردم اما معلوم نشد که شاعر آن کیست ودر طول این سالها نیز من نتوانستم راجع به شاعر این ابیات مطلبی پیدا کنم الا اینکه میرزا صادق نامی بوده از اهالی تفرش و در زمان نادر شاه افشار میزیسته بهر حال برای او طلب مغفرت مینمایم 
نادره پیری زعرب هوشمند گفت به عبدالملک از راه پند
زیر همین قبه واین بارگاه روی همین مسند واین جایگاه
برسپری چون سپر آسمان تازه سری بود و از آن خون چکان
سرکه هزارش سر وافسر فدا بود سر پور رسول خدا
دیدم ودیدم که زابن زیاد دیده چها د ید که چشمم مباد
از پس چندی سر آن خیره سر بد بر مختار به روی سپر
باز چو مصعب سر و سر دارشد دستخوش او سر مختار شد
این سر مصعب بود ای نابکار تاچه کند باسرتو روزگار
گویند وقتی عبدالملک مروان این سخن را شنید از مسند فرود آمد و دستور داد آن کاخ را ویران کنند .
اما ناامید نشدم وبه تحقیق در مورد این شاعر ادامه دادم تا به این مطالب دست یافتم که نام پدرش سید فضل الله بوده ودر حوالی سال 1180قمری میزیسته محل تولدش احتمالا تفرش بوده وبه حکیم وادیب وشاعر اشتهار داشته است ودر شعر به “هجری” تخلص مینموده
تحصیلات مقدماتی را نزد دائی خود طی کرده وبرای تکمیل تحصیلات به قم واصفهان رفته ومعقول ومنقول وادب وعرفان را در حوزه نزد بزرگان زمان فرا گرفته وبه مدارج بالائی رسیده که آوازه اش بگوش نادر شاه افشار رمیرسد ورضا قلی میرزا را برای تعلیم وتربیت به ایشان می سپارد . اما میرزا صادق پس از مدتی با اجازه از شاه به خراسان رفته سپس به زادگاهش درحوالی تفرش باز گشته وکنج عزلت گزیده است
دنبلی در نگارستان مینویسد که وی “فاضل کامل” بود ودر مشهد میزیست ودر همانجا در گذشت . ازوی دومثنوی باقیمانده است که یکی در صد ونود یک بیت ودر ذکر داستان شکار مامون وامام جواد علیه السلام است . ونوشته دیگری در مثنوی وغزل ازو به یادگار مانده . هاتف اصفهانی نیز ازو تجلیل کرده که ذیلا دو بیت از اشعارش را در باره میرزا صادق نقل میکنم .
فخرزمان میرزا صادق نیکو سرشت معدن عز وشرف ، منبع جود وسخا
آنکه رسد روز وشب از کف فیاض او جود به هر بی نصیب ، فیض به هر بینوا
وباز هم هاتف اصفهانی در جای دیگر مدح اوراگفته است
میرزا صادق که پیش قامتش سروباشد چون نهال کوتهی
دیوان اشعار میرزا صادق را شخصی به نام میرزا زین الدین معلم نخجوانی درسال 1256قمری به خط شکسته نستعلیق خطاطی نموده واین نسخه دست نویس منحصر به فرد بعد ها توسط شخصی به نام حسین آقا ملک به کتابخانه ومرکز اسناد مجلس شورای اسلامی وقف شده وشنیده ام که کتابخانه دیجیتال وفن آوری دانشگاه آنرا دیجیتالی نموده است .



امید وارم اکر دوستی مطالب بیشتری در مورد این مرد بزرگوار دارد مرا نیز آگاه سازد

گرد آوری وتالیف : محمد نفیسی
متولد 1325/3/28در شهر همدان . بازنشسته – دانشگاه ایران – همین
“من هیچم کمی هم کمتر، هرچه هست همه اوست .”
