

محمدرضااقاسی ، در تاریخ 22فروردین ماه سال 1338در تهران در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود واورا محمد رضا نامیدند ، چون شعر وشاعری در بطن زندگی خانوادگی او ساری وجاری بود تاثیر عمیقی بر روح وجان او گذاشت . بعد از اتمام دوره ابتدائی جهت ادامه تحصیل به هنرستان تجسمی رفت وی گمشده خود را در آنجا نیافت وبا مدرک سیکل ترک تحصیل کرد واز سال1345در زمینه شعر به فعالیت پرداخت تا در سن 27سالگی یعنی در سالهای55و56به عضویت انجمن های ادبی آن زمان در آمد و از محضر اساتیدی چون مهرداد اوستا ویوسف میر شکاک بهره برد . ازسالهای۱۳۶۸ببعد رسما” بعنوان شاعری نام آشنا به مردم معرفی گردیدونام محمد آقاسی که مدتی نیز در جبهه های جنگ تحمیلی در مناطق شوش دانیال و جزیره مجنون وسه راه جفیر وشلمچه فعالیت کرده بود بعنوان شاعر وهنرمندی نامی مطرح شد . او که با مثنوی بلند شیعهدر جامعه شناخته شد ، اشعار زیادی در خصوص جبه های جنگ و همچنین اهل بیت سروده است . محمد رضا آقا سی ، شاعرومثنوی سرای اهل بیتعصمت وطهارت درسن 46سالگی ودر اوج محبوبیت بامداد روز سه شنبه سوم خرداد 1384به علت عارضه قلبی در مرکز تخصصی قلب تهران به دیدار محبوب شتافت وپیکر وی روز 5خرداد ماه از مقابل معراج شهدای تهرا ن تشییع ودر قطعه 25 شهیدان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد .
شایداین جمعه بیاید شاید
خبر آمد خبری درراه است سر خوش آن دل که از آن آگاهست
شاید این جمعه بیاید شاید پرده از چهره گشاید شاید
دست افشان پای کوبان میروم بر در سلطان خوبان میروم
میروم بار دگر مستم کند بی سر و بی پاوبیدستم کند
میروم کز خویشتن بیرون شوم درپی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را برکه بسپارد زمام خویش را
باهمه لحظه خوش آوائیم دربه درکوچه تنها ئیم
ای دوسه نا کوچه زما دورتر نغمه تو از همه پرشورتر
کاش که این فاصله راکم کنی محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ما میشدی مایه آسایش ما میشدی
هرکه به دیدار تونایل شود یک شبه حلال مسایل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد سینه مارا عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به ئامان سیاوش گرفت
نام تو آرامش جان منست نامه نو خط امان من است
ای نگهت خاستکه آفتاب بر من ظلمت زده یک شب به تاب
پرده بر انداز زچشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار ومددکار ما کی وکجا وعده ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تورت ببینم توئی که نقطه عطفی به اوج آئینم
کدام گوشه مشعر کدام کنح منا به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را تجلی خانه پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است سر خوش آن دل که از آن اگاه است
شاید این جمعه بیاید شاید پرده از چهره گشاید شاید

شیعه یعنی شوق یعنی انتظار صاحب آیینه تا صبح بهار
شیعه یعنی سالک پا در رکاب تا که خورشید افکند از رخ نقاب
شیعه یعنی وعده ای با نان جو کشت صد آیینه تا فصل درو
شیعه یعنی قسمت یک کاسه شیر بین نان خشک خود یا یک اسیر
شیعه یعنی تیغ تیغ موشکاف شیعه یعنی ذوالفقار بی غلاف
شیعه یعنی امتزاج نار ونور شیعه یعنی راس خونین در تنور
شیعه یعنی هفت وادی اضطراب شیعه یعنی تشنگی در شط آب
شیعه یعنی دست بیعت با غدیر بارش ابرکرامت بر کویر
شیعه یعنی عدل و احسان ووقار شیعه یعنی انحنای ذوالفقار
شیعه یعنی شرح منظوم طلب از حجاز و کوفه تا شام و حلب
شیعه یعنی یک بیابان بی کسی غربت صد ساله بی دلواپسی
شیعه یعنی صد بیابان جستجو شیعه یعنی هجرت از من تا به او
شیعه یعنی دست بیعت با غدیر بارش ابر کرامت بر کویر
شیعه یعنی عدل و احسان و وقار شیعه یعنی انحنای ذوالفقار
شیعه یعنی وعده ای با نان جو کشت صد آیینه تا فصل درو
شیعه یعنی قسمت یک کاسه شیر بین نان خشک خود با یک اسیر
شیعه یعنی عشقبازی با خدا یک نیستان تکنوازی با خدا
شیعه یعنی هفت خطی در جنون شیعه توفان می کند در کاف و نون
شیعه یعنی تندر آتش فروز شیعه یعنی زاهد شب، شیرروز
شیعه یعنی شیر، یعنی شیر مرد شیعه یعنی تیغ عریان در نبرد
شیعه یعنی تیغ، تیغ موشکاف شیعه یعنی ذوالفقار بی غلاف
شیعه یعنی سابقون السابقون شیعه یعنی یک تپش عصیان و خون
شیعه باید آبها را گل کند خط سوم را به خون کامل کند
خط سوم خط سرخ اولیاست کربلا بارزترین منظور ماست
شیعه یعنی بازتاب آسمان بر سر نی جلوه رنگین کمان
شیعه یعنی امتزاج نار و نور شیعه یعنی رأس خونین در تنور
شیعه یعنی هفت وادی اضطراب شیعه یعنی تشنگی در شط آب
شیعه یعنی دعبل چشم انتظار می کشد بر دوش خود چل سال دار
شیعه باید همچو اشعار کمیت سر نهد برخاک پای اهل بیت(ع)
یا فرزدق وار در پیش هشام ترک جان گوید به تصدیق امام
مادر موسی که خود اهل بلاست جرعه نوش از باده جام بلاست
در تب پژواک بانگ الرحیل می نهد فرزند بر دامان نیل
نیل هم خود شیعه مولای ماست اکبر اوییم و او لیلای ماست

آرامگاه مرحوم محمد رضا آقاسی دربهشت زهرا
قطعه شهدا
